آزادی تنها یک واژه نیست که از فرهنگ لغت به ارث برده شود، و یا مغرضانه برای مقاصد سیاسی و یا بقای تجارت فردی و گروهی کسانی بکار برده شود. آزادی فرم لباسی نیست که بر تن شود، مکانی نیست که در آن زندگی شود، و یا جملاتی نیست که تکرار گردد. آزادی یک تجربه زیستی است، یک مبارزه روزمره، و آیندهای است که ما مصمم به ساختن آن هستیم.
برای پارلمان جوانان افغانستان، آزادی با حق اندیشیدن آغاز میشود، حق پرسیدن، حق آموختن بدون ترس. ذهنی که نمیتواند به سادگی تصور کند و بپرسد چرا، ذهنی است که پیش از هر چیز به زندان افتاده است. ما معتقدیم آموزش نخستین مرز آزادی است، ولی آموزشی همراه با قوه تفکر، آن هم تفکر درست و پویا، نه مریضانه. وقتی یک جوان در بامیان، بدخشان، قندهار، کنر، کاپیسا، یا نیمروز میتواند فلسفه، علم یا هنر بیاموزد بدون آنکه به او دیکته شود چه چیزی را باور کند، آزادی ریشه میدواند. آنچه منظور ما از رسیدن به دانش است، تفکر است، چرا که دانش بدون فکر، دانش نیست، بلکه تنها یک وسیله است.
آزادی همچنین به معنای حق سخن گفتن است، نه به صورت ناشناس و نه زمزمهکنان، بلکه آشکارا و با کرامت. اینجاست که پارلمان ما معنا پیدا میکند، زیرا جوانان افغان به سکویی نیاز دارند که صدایشان از صافی ترس عبور نکند. چه بحثی درباره حکومتداری باشد، چه نقد یک سیاست، و چه روایت شخصی از بقا، توانایی ابراز خود بدون ترس از انتقامجویی، بنیادیترین اصل هر جامعه آزاد و متمدن است.
آزادی اقتصاد است، توانایی کسب درآمد، ساختن و ایجاد ارزش برای خود و جامعه بدون گرفتار شدن در وابستگی یا استثمار. وقتی ما درباره کارآفرینی، آموزش مهارتها و سواد مالی صحبت میکنیم، فقط مهارتهای عملی آموزش نمیدهیم، ما به جوانان افغان میآموزیم که میتوانند نویسنده کتاب زندگی خود باشند، نه مسافرانی در برنامههای شرقی و غربی دیگران.
آزادی، حرکت است، حق جابجایی، سفر، و جستجوی فرصتها فراتر از مرزهای زادگاه. برای میلیونها افغان آواره، آزادی به معنای داشتن مسیری قانونی به سوی یک زندگی با کرامت است، نه مجبور شدن به پناه بردن به دست قاچاقچیان یا گرفتار ماندن در انتظار بیپایان. آزادی یعنی شناخته شدن به عنوان یک انسان با حقوق و ارزشهای انسانی، نه یک شماره پرونده در سیستمی انباشته از کاغذها.
آزادی، حق انتخاب رهبران و پاسخگو نگه داشتن آنهاست، حق مشارکت در تصمیماتی که آینده شما را شکل میدهد. اینکه حکومتداری باید شفاف، نمایندهگر و پاسخگو به مردمی باشد که به آنها خدمت میکند.
آزادی، فرهنگ است، حق خواندن، نقاشی کردن، شعر سرودن به زبان مادری، و پوشیدن آنچه انتخاب میکنی البته با حفظ کرامت انسانی. آزادی یعنی همآهنگ شدن آگاهانه از راه و آیین اجتماعی، نه تسلیم شدن کورکورانه برای خوشحال کردن دیگران و زنده ماندن.
آزادی بعنی جامعه با فرصتهای های یکسان برای همه، که یک جوان بتواند در آن رویاهایش را تصور کند، بتواند زندگی و آینده خود را در آن ببیند، تا آماده تحمل هر سختی در آن باشد اما با الگویی که جامعه عادلانه است و برای آنها ارزش قائل است نه با حذف سیستماتیک یا تبعیض خاموش بر اساس پیشینه، رنگ، جغرافیا یا…
و سرانجام، آزادی یعنی امنیت، آزادی خوابیدن بدون شنیدن صدای انفجار، آزادی فرستادن فرزندانت به مکتب بدون وحشت و امیدوار به آینده مثبت شان، و آزادی راه رفتن به سوی خانه بدون ناپدید شدن. جامعهای که امنیت اساسی در آن وجود نداشته باشد، نمیتواند ادعای آزادی کند، صرفنظر از اینکه چه واژههای زیبایی در قوانینش نوشته شده باشد.
در طول این مدت دو سال که کلمه آزادی زیر عنوان پارلمان ما تصوراتی برپا کرد، خواستیم برایتان واضح بسازیم که ما جوانان در این پارلمان معتقدیم آزادی هدیهای نیست که توسط این و آن با استانداردهای چندگانه بر ما تقدیم یا تحمیل شود. آزادی چیزی است که باید تصورش کنیم، به زبان بیاوریم، برایش سازماندهی کنیم، و در نهایت با دستان خود بسازیم. این است منظور پارلمان جوانان افغانستان از آزادی.
پارلمان جوانان افغانستان — جولای ۲۰۲۶
Leave a Reply